آنـــــــا یـــــــوردوم تــــبریــــــز(عبداله رضوی)
مجالی برای...
نويسندگان

 

خانومم بهم گفت : من ۵ دقیقه دیگه آماده ام :| :| :|

!!!

 

[ جمعه 20 بهمن 1391 ] [ 02:52 ] [ tabrizli ]

 

یک عروسی در روستاهای اهر
 
با وجود شکل گرفتن مراسم عروسی امروزی، هنوز هم در مناطقی...
 
عروسی سنتی در اهر
 

ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 19 بهمن 1391 ] [ 13:40 ] [ tabrizli ]

 

ترفند کامپیوتری

ساختن یک کد اجرایی برای بستن برنامه ای که باعث هنگ سیستم شده است...

 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 19 بهمن 1391 ] [ 13:33 ] [ tabrizli ]

 

به بهانه تولد چارلز دیکنز - 7 فوریه

چارلز دیکنز
چارلز جان هوفام دیکنز (به انگلیسی: Charles John Huffam Dickens)‏‏(۷ فوریه ۱۸۱۲ - ۹ ژوئن، ۱۸۷۰)، برجسته‌ترین رمان‌نویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیدهٔ جیمز جویس - نویسندهٔ بزرگ معاصر- از شکسپیر به این سو، دیکنز ...

چارلز دیکنز (تولد 7 فوریه 1812 - فوت 9 ژوئن 1870)

 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 19 بهمن 1391 ] [ 08:53 ] [ tabrizli ]

 

 

سردار پور جمشیدیان:

می خواهیم رکورد پرطرفدارترین تیم آسیا را به نام تراکتور بزنیم

سردار پورجمشیدیان

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 بهمن 1391 ] [ 21:53 ] [ tabrizli ]

 

تصاویر سرپرستی بانکهای تبریز را در ادامه ببینید:

سرپرستی بانک سپه تبریز

 

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 21:22 ] [ tabrizli ]

 

نوستالژی Nostalgia (به پارسی: یادمانه) را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا...

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 20:38 ] [ tabrizli ]

 

عادت

 

... اینجا همه‌ٔ ماها روی قیر راه می‌ریم ...

 

برای هر قدمی که بخوای برداری باید با بدبختی خودت رو از زمین بکنی ...

 

همه هم عادت کردن ...

 

 

 

( راه بی پایان - مجموعه تلویزیونی به کارگردانی همایون اسعدیان)

[ سه‌شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 18:41 ] [ tabrizli ]

 

من اشتباهی بودم ...

 

 

«چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی من بی دفاعم... من شریف تربیت شدم من شریف بزرگ شدم... نه کسی منو می شناخت... نه کسی بنده رو می دید... نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر... همهٔ سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین ادارهٔ بایگانی بود لای پرونده ها... من ساده بودم من همه چیز رو باور می کردم، من با هیچ کس مخالفت نمی کردم... سرم به کار خودم بود و شریف بودم... من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم... اما من توانم کم بود... بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران... و من به همه احترام می گذاشتم... من به همه احترام می گذاشتم، و من شروع کردم به بازی کردن... و من شروع کردم به سرگرم شدن... و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام... و همهٔ این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست... و من اشتباهی ام... من از اولش هم اشتباهی بودم... بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام، تقصیر من بود... تقصیر دیگران هم بود... اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم.... من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم... من از سهم کسی نزدم... من فقط اشتباهی بودم... خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم... خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم... من فقط اشتباهی بودم... چه دفاعی از خودم بکنم؟... من بی دفاعم... حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم... جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم... خدایا تو منو ببخش...من اشتباهی بودم !!!...»

 

(حرفهای مسعود شصت چی، با بازی مهران مدیری، در سکانس آخر در دادگاه و در دفاع از خودش)

[ سه‌شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 18:34 ] [ tabrizli ]

 

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دانم

خدا را ای رقیب امشب، زمانی دیده بر هم نه که من با لعل خاموشش، نهانی صد سخن دارم

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 18:28 ] [ tabrizli ]
صفحه قبل1...3334353637...41صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بهترین ها و مهمترین ها را در این وب بخوانید...
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران